هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
125
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
چشمهها را نيز فراگرفته و علفهاى دور چشمه نگذاشته است [ كه ] رمل دهنهء چشمهها را مسدود كند . باز ، آب چشمه ، شنهاى تازه را تر و منبت « 1 » گياه و نبات ساخته ، چون اين عمل مكرر شد ، دهنهء چشمه حالت فوّاره به هم رسانيده و دور چشمه تپه و تل تشكيل يافته و آخر الامر چون فواره ارتفاع درستى به هم رسانيده و اجزاى آهكى آب بالطّبع آنرا سخت و محكم ساخته [ است ] . آب كه چندى بالضروره راكد بوده ، از دهنهء فواره مانند چشمه بالا آمده و از تلّ به اراضى پست جارى گشته و اسباب وجود باغهاى عيون موسى گرديده است . پس ، اگرچه حالا دهنههاى چشمهها در بالاى تلها مىباشد ، امّا در اوايل خلقت با سطح زمين مساوى بوده است ؛ چنانكه در يكى از چشمهها كه قدرى دور تر و در زير نخلى واقع شده ، دهنهء آن شبيه به گودالى مىباشد و شخص كه دست خود را در آن فرو مىبرد ، بعد از چند دقيقه كه بيرون مىآورد ، از كرمها و حيوانات ذرّهبينى آبى به انگشتهاى او چسبيده است و [ به ] همين دليل است كه جسد حيوانات و موادّ گچى و آهكى كه در بعضى [ از ] آبها وجود دارد ، به مرور دهور « 2 » اطراف چشمه را بلند كرده ؛ چنانكه تقريبا 15 ذرع از سطح زمين و 30 ذرع از سطح دريا بلند شده [ است ] . اين است كه دهنههاى چشمههاى عيون موسى در سرپشتهها و مبلغى از زمين باغچهها بالاتر است . خلاصه ، مطلبى كه مسلّم مىباشد اين است كه هروقت باران به كوه الرّها مىبارد و آن معيّن است كه از سطح دهنهء اين چشمهها خيلى مرتفعتر مىباشد . آبهاى باران آن كوه از زير زمين به اين موضع نشر مىكند . [ وجه تسميه عيون موسى ] اما در وجه تسميه اين چشمهها به عيون موسى ، يعنى نسبت آن به حضرت موسى وجه صحيحى به نظر نمىآيد ، جز اينكه بگوييم عوام هرچه در اين دشت يافته و ديدهاند ، به حضرت موسى منسوب دانسته ؛ و الا چشمه [ اى ] كه به معجزهء موسى و
--> ( 1 ) . رويانيده ، رويانده شده ، محل روييدن ، رستنگاه . ( 2 ) . گذشت اعصار و زمانها .